🪴قلمرو شکست واژه ها🪴

وبلاگ رها🍓

🪴قلمرو شکست واژه ها🪴 | ❀معرفی خانواده مادری❀

رها❀سپیده
🪴قلمرو شکست واژه ها🪴 وبلاگ رها🍓

معرفی خانواده مادری❤



سلاممممم نفسااااااا حالتون خوبه ؟ خب من میخوام یه معرفی کامل از خانواده مادریم بکنم چون قرار توی خاطرات زیاد ازشون بشنوین (انشالله دفعه بعد از خانواده پدریم هم میگم) خب خب اول بریم سراغ معرفی بابا جون

بابا جون:یه فرد 70ساله شوخ طبع و مهربون که عاشق نوه هاش هست که ما باشیم بابا جون معلم بازنشسته هست اینطور شنیدم معلم مهربونی بود (عشق اصلا بابا جون♡)خب من بهش اقاجون هم میگم چهارتا فرزند داره که مامان مهدیه،دایی امید،دایی فرزاد،دایی فرزین که عاشق تک دخترش هست

چهرش:

یه مرد قد بلند موهاش سفید هست چشم هاش عسلی و پوست جو گندمی

مامان جون:65سالشه یه ادم پایه و مهربون همیشه نگران هست خیلی تک دخترش رو دوست داره خیلی هم نگران خورد و خوراک بچه هاش و نوه هاش هست ایشون خانه دار هستن تو اشپزی فوق العاده هست و خیاطی هم میکنه (♡من که عاشقشم )

چهرش:

مامان جون چشم های آبی داره (ارثی تو خانواده ما چشم رنگی هست )پوست جوگندمی قدش هم خوبه موهاش هم مشکی هست که رنگ ریخت (مامان جونم از اون ادم هاست که به خودش همیشه میرسه☆)

دایی امید:دایی جونم 39سالشه یه فرد که جدی هست همه کارهاش با برنامه هست وقتی چیزی برخلاف برنامش پیش میره عصبی میشه' اما شوخی های مخصوص به خودش رو داره خیلی هم مامانم رو دوست داره یا به صورت دیگه دیوونش هست ازدواج کرد و با همسر و دوتا پسرش زندگی میکنه شغلش پزشکی مغزو اعصاب هست (که زمانی که دوتا دایی های دیگم کوچیک تر بودن و وقتی باباجون نبود مسئولیتش میفتاد دست دایی)

چهره:

چشم های عسلی موهای پرپشت که یکم به فر میزنه و مشکی هست پوست سفید قد بلند و هیکل خوب

زندایی مائده:(*اول یه نکته زندایی دو اسم هست یعنی پدرش میخواست اسمش مائده باشه اما مادرش سانیا ما تو خاطرات اسم مائده رو میشنویم یعنی اسم شناسنامه ای *)زندایی دندون پزشک هست یه شخص اروم و ترسو ،خجالتی و استرسی ولی خیلی مهربون هست (من که خیلی دوسش دارم♤)

چهرش:

موهای طلایی چشم های قهوه ای سوخته پوست سفید و چهرش بچگونه هست قدش کوتاه هست (البته ۱۵۰هست) ارسام:یه پسر فوق العاده شیطون و همیشه درحال اتیش سوزوندن دایی رو پیر کرد همیشه باهم درحال کل کل هستیم اما خیلییی دوسش دارم(به چشم خواهری)هوام رو کلا داره17سالشه اما در بعضی موارد جدی میشه که اون موقع من هم ازش میترسم یکم هم غد رشته تجربی میخونه

چهرش:

موهای مشکی لخت چشم های مشکی پوست سفید قد نسبتا بلند و استایل جذابی داره (در کل کراشی هست برای خودش♡)

ارتین:17 رشته تجربی میخونه واقعا شیطون اما در کنار شیطون بودنش ادم هم هست سعی میکنه مشکلات رو با ارامش حل کنه کمتر باهاش کل کل میکنم

چهرش:

چشم های مشکی موهای مشکی لخت پوست سفید و خیلی خوش پوش هست (البته چهره آرسام وارتین کاملا شبیه به هم نیست♧ )

دایی فرزاد:دایی ۲۷ سالشه کاملا جدی همیشه مارو به راه راست هدایت میکنه الان داره برای قلب و عروق میخونه عاشق موسیقی های خارجی هست و مربی بدن سازی اممممم باهش ارتباط اکی دارم اما خب همونقدر هم حساب میبرم

چهره:

چشم های ابی پوست جوگندمی خوش هیکل موهای قهوه ای (خیلی جذاب دیگه♤)

دایی فرزین:که عشق من یه ادم پایه و شیطون و زبون دراز که همیشه خدا سرحال و ومثل مامان کمتر چیزی عصبیش میکنه 27سالشه برخلاف کل خانواده که به سمت پزشکی رفتن دایی روانشناسی خوند همیشه پایه شیطنت های ما هست و چیز جالب تر اینه که همیشه دایی فرزاد رو عصبی میکنه(حالا بین خودمون بمونه ولی از دایی فرزاد حساب میبره😁)تنها کسی که میتونه کمی کنترلش کنه دایی امید و بابام هست☆ )

چهره:

موهای مشکی لخت چشم های مشکی پوست سفید و قدر بلند کلا اصلا دایی فرزاد و دایی فرزین هیچ شباهتی باهم ندارن با اینکه دوقلو هستن*)

خب این هم از معرفی خانواده مادریم و حتما تا الان متوجه شدین که دایی فرزاد وفرزین دوقلو هستن وآرسام و ارتین دوقلو هستن وچیز دیگه که مامان بنده توی خانواده بخاطر تک دختر بودنش عزیز❤

پایان

بای بای 👋


موضوعات مرتبط: ❀معرفی خانواده مادری❀

تاريخ : دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۲ | 20:54 | نویسنده : رها❀سپیده |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.